غم عشق
و اینگونه عشق دوباره زنده میشود / من روانی نیستم
ما مردمان نیمه شبیم، که در سکوت شب، نقشهای تهوع آورمان را، در یک زندگی هالیوودی، در پس زمینه ای تاریک، میان کوچه و پس کوچه های آبادی خرابمان، سکــــــــ ... " ان " ... س به سکـــــــ ... " ان " ... س روی آلت تناسلی هم اســــتـفــــــراغ می کنیم..!! ما انسانهای چشم بسته ی هنگام ارضــــــــــاء ، ما دارای احســاســات دست دوم، با آلتهای خسته ایم..!! ما مردان سربلـــــند از کلفتی؛ ما زنان مفتخر به تنگی هستیم..!! ما مردمان نیمه شب تاریک، ما انسانهای متمدن قرن 21 هستیم.. آری در یک پس زمینه تاریک، زمان از عقب و زمانه از جلو فـــــرو می کند در ما، در سرنوشتی که سوراخ دارد.. و خوشحال از این همه دادن ها، از تمامــــــ ... کردن ها، سرمست از لجن زار شهوت، می خوانیم با صدایی بلند، ما انسانهای متمدن قرن 21 هستیم.. تصور تصویر پسر همسایه، خیس میکند لای پاهایمان را.. مردمانی سگ مصب، که بوی دختر همسایه را از زیر در می بلعیم.. به هر کسی که رد می شود،به هر کسی که زنگ در را میزند.. اشتباهی، به امواج صوتی که از دیوار رد می شود، به آه و اوه شبانه، به آخ و اوخ روزانه، به هر صدائی که از ته حنجره می آید، به هر کسی که سر تکان می دهد، بوق می زند، چراغ می دهد، به هر دستی که از پنجره بیرون می آید.. تعارف می کنیم خود مان را..!! آری، ما انسانهای متمدن قرن 21 هستیم.. خوشحال از تمدن و راضی به تعفن.. ما انسانهای متمدن قرن 21 هستیم..!! هوس يک بوسه ی فرانسوی، ميان سر مستی يه تانگوی مرگبار.. هی لعنتی! من چشم براه توام.. گاهی به یاد زنی می افتم، با مو هایی بلوطی، سینه هایی چون مخروط های کاج، و لبانی با طعم تمشک های وحشی... گاهی به یاد زنی می افتم... چون دود سیگار بالا می رود، یا مثل آبشار پایین می ریزد، سر از کار گیسوانت در نیاوردم... قفل کردمش، کلیدش را پرت کردم یه جای دور، تا دیگر کسی واردش نشود.. دل که کاروانسرا نیست..!! هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد.. بكرند.. نابند.. احساساتشان دست نخورده است، لمس نشده اند، باور نكرده اند، تحقير نشده اند، آری، هنوز هم هستند.. نادرند.. كمياب اند.. پاک اند.. روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالايی بخوانند، شرمشان از نام " مادر " نمی شود! و زير آغوش همسرشان، چشمانشان را نخواهند بست كه با رويای ديگری سر كنند..!! بعضی چیزها را باید بنویسی.. نه برای لایک و شِر و پیدا کردن مخاطب.. برای اینکه خفه نشی..!!
پ.ن: حفره های خالی همیشه درد دارد.. چه تـــن..!! چه ذهــــن!! هی زن، با تو هستم.. یکبار، پشت تردیدهاییک مرد چشم بگذار.. خواهی دید که چقدر اشک را در این بازی قایم کرده است!! همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد: که چـــــــــرا؟ اعتماد نگاه دیگران به تن ِزن ختم می شود؟! مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن؟! کاش او را برای مهربانی قلبش می خواستــــی... نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد!! تو! تمام قلب این زن را تسخیــر کردی... ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست؟؟؟ چـــــــــــــــــرا لبخنــــــــدش را نمی بینــــــــــــــی که از سردی ِ نگاهت بر روی لبانــــــــــــــش یــــــخ زده..؟؟ آرام گاه یک مرد، آغوش زنانه توست... آغوش بگشا، مرا به مقبره بکش... یادت خیس می کند.. گاه چشمانم را، گاه لباس زیرم را..!! یادت چه کار که نمی کند با من!! خورشید از سینه ی غربی ات طلوع پشت سینه ی شرقی ات غروب میکند... برگرد، که در نجومِ من خورشید پشت باسنت هر شب کسوف می کند... دلت که پیش من باشد و تنت در آغوش دیگری.. هزار خطبه عقد هم که بخوانند، باز هم این فاحشگیست.. بیا دوباره این نفس ها را به زنجیر بکش، تا باز هم وحشیانه بخواهمت..
پ.ن: دردهای من ديازپام نمی خواهند، مُسَكن ِ بوسه هايت عجيب آرامـم می كند..!! یادم می آید گفته بودی ساده و کوتاه نویسی را دوست داری... تقدیم به تو ساده و کوتاه، تنها همین 2 کلمه: برگـــــــرد ........ دلتنــــــــگم سهراب کریمی دستانت، حلقه میزنند به دور کمرم.. این تنها پــرانتـز دوست داشتنی ِ زندگی من است..
پ.ن: خدا وقتی تـــو رو می آفرید، فقط به یک چیز فکر می کرد.. به من..!! عقده یعنی نداشتن تو.. یعنی تو در آغوش دیگری.. یعنی من تنها میان تخت و خاطره ها.. تعهد زمانی معنا پیدا میکنه که بتونی خیانت کنی و این کارو نکنی!! نــا را حــت چـــه هــستــی؟
کسی که راحت تو رو میزاره زیر پاش میره
لعنت به دلِ هرزت که برا همه میتپید جز من!!!
ادمای ِدروغگو فک میکنن خیلی زرنگن، در حالیکه ادمای بدبختی هستن که هیچوقت جرات ِ گفتن حقیقت رو ندارند...
شب. تنها. سرما. چای. سيگار. موبایل. بخاری. فيلم. رمان. تختخواب. پتو. بغض. خواب. بيداری. بغض. خواب. بيداری. بغض. خواب. بيداری. بغض. بغض. بغض...
داشتم بازی کامپیوتری میکردم و تو یه مرحله گیر کرده بودم تا میومدم جُم بخورم دشمن منو میکشت! خواهرم خیلی جــــــــدی گفت بیخیال بابا!! شاید سرنوشت یارو اینه که بمیره! یعنی من :|
غیر از کودک درون و خر درون و کرم درون، یه عدد سگ درون هم داریم! که بعضی اوقات به دنبال پاچه می گرده!
هنوز هم منو به اسم تو قسم میدن...... میبینی؟ تنها من نیستم که رفتنت رو باور ندارم...
کلّ ِ دنیا را هم که داشته باشی... باز هم دلت میخواهد ، بعضی وقتها... فقط بعضی وقتها... اصلا" برای ِ یک لحظه هم که شده، همه ی دنیای ِ یک "نفــر" باشی!!
حرف هایت بوی رفتن میداد اما من... کاش سرما نخورده بودم!!!
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم، نان را تو ببر، که راهت بلند است و طاقتت کوتاه... نمک را بگذار برای من، می خواهم این زخم همیشه تازه بماند... وقتی میبینی طرفت دیگه به هیچ کدوم از رفتارات اعتراض نمیکنه، فکر نکن آدم ایدهآلی شدی!! این زنگ خطره.. داره نسبت به تو بیتفاوت میشه..!!
پ.ن: اهم!! وقتی بهت میگه جات خالیه، نگو دوستان به جای ما.. شاید منتظر اینه که بگی.. بگو: جامو نگهدار، زود میام..!!
پ.ن: هیچی مثل یه عطر آشنا، عمق فاجعه رو نمی کوبه تو مغزت.. خوشبختی یعنی جرو بحث هایی که آخرش به خنده و خل بازی تبدیل میشه. خوشبختی یعنی اینقدر شهامت داری که به خاطر کار اشتباهت ازش عذرخواهی کنی. خوشبختی یعنی وقتی ابراز احساسات میکنه واسش لوس بشی. خوشبختی یعنی یکی هست که حتی به کوچیکترین تغییر ظاهریت عکس العمل نشون میده. خوشبختی یعنی طرف مقابلت در سلامتی کامل روحی روانی فیزیکی به سر میبره. خوشبختی یعنی وقتی از همه چیز خسته ای حوصله هیچی و هیچ کسی رو نداری میاد دنبالت و همه بد اخلاقیاتو تحمل میکنه و آخرش با نیش باز و سرحال ازش جدا می شی. خوشبختی یعنی 1 ساعت تمام دعوا میکنی غر میزنی اما فقط بهت نگاه میکنه یه لبخند میزنه و میگه دوستت دارم. خوشبختی یعنی عکس های مسخره ای که تو ماشین میگیریم. خوشبختی یعنی نقش هایی که بدون هماهنگی بازی میکنیم و آخرش کلی به خودمون میخندیم. خوشبختی یعنی 1 ساعت واستادن جلو کلاسش و منتظرش شدن و خوشحالی از اینکه میدونی داره درس میخونه و الاف نیست. خوشبختی یعنی اینقدر فکراتون نزدیکه که همزمان به هم اس ام اس میدین. خوشبختی یعنی دوستای خوب و گذروندن وقت باهاشون. خوشبختی یعنی خبر عروس شدن دوستت. خوشبختی یعنی امید داشتن. خوشبختی یعنی.... . . . من خیلی خوشبختم...
جواب من: خوشبختی یعنی تمام روز پر انرژی بودن به خاطر حس قشنگ داشتن تو... خوشبختی یعنی لمس دستای گرم و مهربونت تو بدترین شرایط روحی... خوشبختی یعنی ۱ساعت حرف زدن تو و نفهمیدن حتی ۱کلمه از حرفات، به خاطر محو زیبایی خیره کننده ات و چشمات بودن... خوشبختی یعنی یک تصمیم واحد تو یه لحظه و کاملا تصادفی... خوشبختی یعنی اس ام اس دادن همزمان و گفتن یه حرف تو یه لحظه، کاملا تصادفی... خوشبختی یعنی قطع شدن حرفام و نشستن لبات رو لبام... خوشبختی یعنی نوازش موهات تو شلوغ ترین ترافیک شهر!! خوشبختی یعنی حس به آغوش کشیدنت حتی تو ماشین و در حین رانندگی در هر نوع شرایط!! خوشبختی یعنی مسخره بازی های خاص!! که هیشکی جز خودمون معنیشو نمی فهمه!! خوشبختی یعنی "عالی" ، یعنی "نفس" ، یعنی "بیجو زیر صندلی" ، یعنی "ست غزال" !!!!! خوشبختی یعنی شنیدن "دوستت دارم" از تو، درست نیمه شب ماهگردمون... خوشبختی یعنی "اژدر" ، یعنی "بلال" ، یعنی "مشروب نارگیل" ..!!! خوشبختی یعنی داشتن یه زندگی کامل، یعنی داشتن سحر، یعنی داشتن تو... خوشبختی یعنی... . . . . . من خوشبخت ترین مرد روی زمینم...
پ.ن: این پست ادامه دارد... شاید پاکترین هوای دنیا، متعلق به لحظه ای است که: دلمان هوای هم میکند... نظری که دیگران نسبت به شما دارند، مشکل خودشان است نه شما... الیزابت کوبلرروس گوشه ای دنج، یک فنجان قهوه تلخ، دیوان فروغ (آتشی بود و فسرد، رشته ای بود و گسست، دل چو از بند تو رست، جام جادویی اندوه شکست..) و برق چشمان نامردم از شهوت ساق پای عریانت..!! گريه ام ميگيرد... وقتی که ميبينم کسی که تمام دنيای من بود، اکنون برای یکی دیگر فقط سوژه ای برای سکس است!!!
پ.ن: به انتظارت خواهم نشست، در یک روز بهاری و با باران فراوان... فاحشه های شهر مرا دوست دارند.. من تنها مرد این شهرم که وقتی آنها را به خانه ام می خوانم به جای فریاد لذت تنها می گریم و می گریم و می گریم..!! فاحشه های شهر مرا دوست دارند..!! هوا سرد من سرد تو سرد صدا سرد مشروب سرد تن سرد تخت سرد سکس سرد لعنتی دیگه نگاهت سرد نباشه..!! اسماعیلت شدم.. ابراهیمم نشدی، میان "هلهله گوسفندان" و"غفلت خدا"، سرم را بریدی!... من قربانی اعتمادت شدم.
دنــیــا کــه بـــه اخـــر نـــر ســیــده
مـــن نـــشد
یـــکــی د یـــگــه
تـــو کـــه عـــا دت داری...
دو قدم جلوتر داره زیر پای کسی دیگه له میشه
قانون طبیعت اینه... از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری!
| Design By : Pars Skin |

